تاريخ : 90/09/25 | نویسنده : شکری
معرفی سایت

آسمان بزرگ شده بود در چشماني كه كوچك بودند و شيطنت كودكانه در آنها موج ميزد يكي با با آب داد تخته را پاك مي كرد يكي ته مدادش را مي جويد و به قعر نقاشيش نگاه مي كرد و يكي با صفحه اي از كتاب بخوانيم كشتي كودكانه مي ساخت و معلم همچنان مي گفت آن مرد آمد آن مرد در باران آمد و صدا بود و صدا بود آقا اجازه ، آقا اجازه و باز هم چشماني كه كوچك بودند و آسماني بزرگ را در خود مي گرفتند و خورشيدي كه به قدمهاي محكم اما كودكانه ي بچه ها لبخند مي زد اينجا مدرسه است زادگاه شيطنت كودكان و نگاه مهربان معلم
با احترام یوسف شکری
موضوعات
لینک دوستان
امکانات جانبی
آرشیو مطالب
آخرین مطالب

